محمد تقي جعفري

280

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مىكند همان است كه درك مىشود ، بدون آنكه تجزيه و تقسيمى در من بوجود بيايد . اين مسئله در بحث بعدى مشروحاً بررسى خواهد گشت . انواع ارتباطات شبه كمى ذهن با موضوع در پديدهء شناخت منظور از ارتباط شبه كمى ذهن با موضوع در پديدهء شناخت ، مراتب نقص و كمال رابطه ايست كه ميان ذهن و موضوع برقرار مىشود . مانند يقين كه كاملترين ارتباط ميان دو قطب ذهن و موضوع است و احتمال كه ضعيفترين و ناقصترين ارتباط مىباشد . ولى اين نكته را بايد دقيقاً در نظر بگيريم كه معناى يقين اين نيست كه ذهن واقعاً همهء موضوع را از نظر كميت شناخت در حد اكثر دريافته و ذهن در هنگام احتمال به مقدارى ناقصتر از يقين دست يافته است . اصلا پديدهء كميت با هيچ مقياسى در پديدهء شناخت وارد نمىشود ، تا موجب شود كه بعضى از شناختها را با بعضى ديگر از ديدگاه كميت مقايسه كنيم . براى توضيح اين مسئله ، مجبوريم مطالبى را براى تعريف شناخت مطرح نمائيم : تعريف شناخت ما در آغاز مباحث شناخت ، ديديم كه اين پديده نه نمود فيزيكى دارد و نه نمود فيزيولوژيك . اگر هم در موقع حصول شناخت در ذهن تحريكات و پديده‌هاى فيزيولوژيك در نتيجهء حصول شناخت بوجود مىآيد ، باز خود آن پديده نمود مستقيمى ندارد تا در مقولات كيفى و كمى وارد شود . براى توضيح تعريف شناخت ، مسائل زيرا را بايد در نظر گرفت : 1 - خلاء نسبى ذهن - مقصود از خلاء نسبى عدم اشتغال فعلى ذهن به عمل انعكاس صور و فعاليتهاى ديگر است ، نه خلا به معناى واقعى . هر اندازه كه سطح ذهن با آگاهىها اشغال شود ، عمل انعكاس صور دشوارتر و گاهى تا